کتاب ,تومان ,یارانه ,آقا، ,خیرین ,بفروشید ,رییس انجمن ,هزار تومان ,برای کتاب ,دانش آموزان

از نمایش گاهی که کتاب هایش را با پنجاه درصد تخفیف می فروخت، ده تا کتاب خریدم؛ دانه ای 1250 تومان. کتاب ها را بردم مدرسه دادم به دو تا از بچه های شورای دانش آموزی گفتم دانه ای همان هزار و دویست و پنجاه به دانش آموزان بفروشید. رفتند و آمدند که آقا، نمی خرند. تحقیق کردم دیدم رقم متعارف موجود در جیب بچه ها پانصد تومان است که معمولا آن را به خوراکی می دهند. فوری برای هر کتاب هفتصد و پنجاه تومان یارانه تصویب کردم. در فکرم این یارانه را برای کمک به مطالعه ی دانش آموزان روستا از محل کمک های خیرین تامین کردم. به بچه های شورا گفتم بروید هر کتاب را پانصد بفروشید. گفتند آقا، ضررمی کنید. گفتم این تشویقی است برای کتاب خوان های مدرسه. رفتند و در سه سوت کتاب ها را فروختند. حالا آمده اند که آقا، هر کدام ده هزار تومان می گذاریم، کتاب بیاورید بفروشیم. دیگر در بند سود و ضرر نیستند. البته می خواهم این بار که می فروشند به هر کدام ده درصد حق الزحمه بدهم. آن هم یارانه از محل کمک های خیرین. با هماهنگی مدیر و رییس انجمن اولیا صد هزار تومان کمک خیرین را به همین قصد در اختیار گرفته ام. خرج اش می کنیم تا تمام شود. ضررنمی کنیم. بچه ها کتاب می خوانند، و کتاب فروشی یادمی گیرند. چه سودی از این بالاتر. مدیر وقتی طرح ام را شنید از خوش حالی یک جوری شد. ذوق کرد. گفت این کارها ضررنیست. رییس انجمن هم گفت به شوهرم می گویم کمک کند کتاب ها را در یک نمایش گاه بفروشید.

منبع اصلی مطلب : ترجمان
برچسب ها : کتاب ,تومان ,یارانه ,آقا، ,خیرین ,بفروشید ,رییس انجمن ,هزار تومان ,برای کتاب ,دانش آموزان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : یارانه ای برای کتاب